
به روز رسانی به پست قبلی من در مورد فروش غیرمجاز کتاب در آمازون: به نظر می رسد که من در کشف یک کپی مارپیچی غیرمجاز از کتاب خودم تنها نیستم. هنرمند و نابغه خارقالعاده پشت عنوان شگفتانگیز و مناسب گربه بودن مال دیک، جولی کیتز تقریباً همین مسئله را تجربه کرد و در مورد آن در وبلاگ خود نوشت.
اندکی بعد، شخصی به طور مشکوکی 64 کتاب مد تولید شده توسط هوش مصنوعی را با نام او در مدت چهار روز منتشر کرد. من نمیدانم چه زمانی این اتفاق افتاد یا وضوح نهایی چیست، اما این BS بسیار خشن است، بهویژه وقتی میبینیم که کسی کتابهای من را نیز «صحاف کرده است» و به نظر میرسد آمازون نمیتواند یا نمیخواهد آنها را متوقف کند. من اوایل امروز بعد از کشف پست وبلاگ جولی با او تماس گرفتم، اما هنوز چیزی نشنیده ام.
به روز رسانی: از اولین باری که جولی در این مورد نوشتم شنیدم، اما او سرش شلوغ است. من نمی خواهم از طرف او صحبت کنم زیرا او را به خوبی نمی شناسم، اما شاید او بعداً در اینجا یا در وبلاگ خود کمی در مورد این موضوع توضیح دهد.
با دیدن اینکه مقاله وبلاگ او تاریخ ارسال نکرده است، تصمیم گرفتم نام جولی را در آمازون جستجو کنید تا ببینیم چه عناوین دیگری به دست آمده است. با کمال تعجب و تاسف، این اتفاق چند سال پیش افتاد و معلوم شد که تمام کتابهای توهینآمیز که او به دروغ به آنها اشاره کرده است، تحت نام او فهرست شدهاند هنوز در آمازون لیست شده است.
حالا، نمیدانم او چه قدمهایی برداشته است، اما برای او آرزوی بهترینها را دارم، از جمله دیگرانی که در وضعیتی مشابه قرار دارند. من از بیش از دو دهه هنرمند بودنم میدانم که با بسیاری از محاکمهها و مصیبتهای خودم روبرو بودهام، بهخصوص در مورد عدم پرداخت برای کار و حتی سرقت حق چاپ. هنر حتی برای به دست آوردن درآمد متوسط هم حوزه سختی است، و ما مطمئناً به کلاهبردارانی که سعی می کنند خود را به عنوان خودمان جلوه دهند یا در این مسیر از دیگران سوء استفاده کنند، نداریم.
اگر بخواهم منحرف شوم، مشکل دعوای حقوق مولف در اثبات این است که شرکت متخلف ابتدا به آن اطلاع داده شده است و ثانیاً به اندازه کافی سود مالی داشته است که ارزش شکایت از آنها را داشته باشد. به هر حال، شما نمی توانید آب را از یک سنگ فشار دهید. وکلا معمولاً می توانند به طرف متخلف نامه توقف و انصراف بنویسند و می توانند اطلاعات بیشتری را از شرکتی مانند آمازون بخواهند. وکلای آمازون احتمالاً باید از ایالت یا مکانی که طرف متخلف در آن زندگی می کند بازدید کنند. سپس کوهی از قوانین قانونی، شروط، پول زیادی که دست به دست می شود به نفع وکلای شماست، زیرا شرکت هایی مانند آمازون حقوق بگیر یا احتمالاً نگهدارنده هستند. حداکثر، ممکن است با یک NDA کنار بروید و مشکل به طور «جادویی» در فضایی ناپدید شود که در آن بیشتر مشکلات با این بزرگی به مرگ مرموز می میرند. عموم مردم هرگز در مورد این الگوی رفتاری باخبر نمی شوند، زیرا معمولاً ثروتمندان اینگونه عمل می کنند.
مگر اینکه دعوی قضایی معلقی وجود داشته باشد که در آن دوری از بودجه یا افشای سرمایهگذاران در خطر باشد، آنها ممکن است سریعاً دستگیر شوند و بکشند. و اگر این یک رویداد ورزشی نیمه روتین نباشد، تعجب خواهم کرد.
من وضعیت را نمیدانم، اما اگر کتابها هنوز در آمازون زنده هستند (که در زمان نوشتن این مقاله هستند)، پس من شک دارم که ممکن است ماهی بزرگتری برای صید وجود داشته باشد. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که امروز متوجه شدم، بلافاصله با KDP تماس گرفتم (آنها گفتند که نمی توانند کاری برای کمک انجام دهند) و سپس گزارش نقض حق چاپ را ارائه کردم. آنها گفتند 1-2 روز قبل از اینکه تصمیم بگیرند. هم آسان بود و هم آسان نبود، و کاملا صادقانه بگویم با توجه به تجربیات قبلی ام نمی توانم به آنها اعتماد کنم. اما میدونی چیه؟ آنها می توانند اقدامات پیشگیرانه بهتری را انجام دهند. من این اطلاعات را در عرض چند ثانیه پیدا کردم، و به نظر می رسد جدا از هم نیست. بنابراین من برای سهل انگاری اگر این چیزی است که به این معناست، همدردی نمی کنم.
من به شدت توصیه می کنم یک لحظه وقت بگذارید و بررسی کنید وبلاگ جولی و اگر نوشتههای شگفتانگیز او نشانهای از مهارتهای تصویرگری او باشد (که من کاملاً مطمئن هستم - او نمونه کارهای خوبی نیز دارد)، پس احتمالاً کتابهای او از همان کیفیت بالایی برخوردار هستند.
کنار: من واقعاً شروع به شک کردم که شاید این به نوعی به من مربوط باشد کتاب رنگ آمیزی هنر نو عنوانی که بیش از یک ماه پیش به دلیل نقض نادرست کپی رایت مورد سوء استفاده قرار گرفته است بدون هیچ گونه روند قانونی توسط تیم بررسی محتوای آمازون حذف شد.جولی هم این اتفاق برای او افتاده است. درست همانطور که او در نوشته خود گفت، من نیز به شدت تحت تأثیر اقدامات حزب دمکرات کردستان قرار گرفتم. در واقع، نمی دانم که آیا هرگز از آن تجربه وحشتناک غلبه خواهم کرد یا نه و اینجا فکر کردم تنها هستم. من امیدوار بودم که این یک چیز بینظیر باشد، اما طبق نوشتههای او این اتفاق هر سال برایش میافتد.



