
لطفا توجه داشته باشید: من این را قبلاً در ساعت 5:00 صبح نوشتم. من یک آدم غیر صبح و صبح هستم. یعنی هر دو بدبختم اما بیدارم. همچنین لطفا توجه داشته باشید، این احتمالاً یک مقاله فنی واقعا خسته کننده است بنابراین، مگر اینکه به دلایل عجیبی واقعاً به بهینه سازی موتورهای جستجو برای وب سایت ها (به ویژه کتاب رنگ آمیزی برای بزرگسالان،) احتمالاً می خواهید این مقاله را به طور کلی نادیده بگیرید. نگو اخطار نگرفتی…
این روزها من هنوز در تلاش هستم تا تکنیک های بهینه سازی موتورهای جستجو و چگونگی تکامل آنها در طول 20 سال را کشف کنم. من مدتها پیش وبسایتهای کدنویسی دستی را شروع کردم، و در نهایت به CMS یا سیستمهای مدیریت محتوا مانند وردپرس رفتم، فقط به این دلیل که همگامی با استانداردهای در حال تغییر روز به روز دشوار میشد. در ابتدا، علاقه زیادی به توسعه وبسایتها و صفحات داشتم، حتی تا آنجا پیش رفتم که یکی از بزرگترین وبسایتهای اینترنت را اختراع کردم که هنوز هم وجود دارد. اما من به سرعت ایده طراحی وب سایت برای امرار معاش را کنار گذاشتم زیرا به سرعت تبدیل به طلای بعدی شد و افراد زیادی وارد این عرصه شدند.
یکی از مزایای اصلی استفاده از CMS این بود که میتوانید به سرعت محتوایی مانند بحث درباره ایدههای جدید یا اشتراکگذاری تصاویر با دیگران را قبل از ظهور وبسایتهایی مانند فیسبوک و سادهسازی فرآیند ارسال اضافه کنید. در اصل، هرکسی که امروزه از FB استفاده می کند از چیزی شبیه به یک سیستم وبلاگ نویسی یا یک CMS در گذشته استفاده می کند، اما به جای اینکه به طور گسترده در دسترس عموم قرار گیرد و در اینترنت عمومی قابل جستجو باشد، بیشتر در پشت تنظیمات حریم خصوصی خودمان بسته شده است تا به صمیمی ترین حالت برسد. از دوستان و خانواده
با این حال، یک وبلاگ نویسی یا CMS به خوبی طراحی و نگهداری شده است، هنوز هم مزایای عمیقی دارد. اگر بتوانیم «وبلاگ» یا اخبار را مرور کنیم، اکنون حدود 1/3 وب سایت ها بر روی این نوع سیستم ساخته شده اند. بسیاری از کدنویس های دستی مانند من مدت هاست که از بین رفته اند زیرا ما به دلیل سادگی تمایل به استفاده از این سیستم ها داریم. همچنین، افرادی که تجربه کمی یا بدون تجربه کدنویسی دستی دارند، در تئوری می توانند به سرعت مطالب را یاد بگیرند و بدون نیاز به یادآوری نحو تکراری (و جدید) مطالب را ارسال کنند.
با این وب سایت جدید سلام چارلی، من مجبور شدم مهارت هایی را تقویت کنم که تقریباً 12 سال پیش آنها را ترک کردم. شاید اینجاست که من از کتابهای رنگآمیزی صحبت در این وبسایت فاصله میگیرم و وارد جنبه فنیتر مسائل میشوم. اگر تعجب می کنید که چرا برای کتاب های رنگ آمیزی به اینجا آمده اید و در عوض آن را می خوانید، پیشنهاد میکنم همین جا توقف کنید، مگر اینکه واقعاً به طور عجیبی به توسعه وبسایت خود یا نحوه عملکرد موتورهای جستجو از جمله این وبسایت علاقه داشته باشید. همچنین ممکن است به عنوان یک یادآوری تاریخی برای طراحان وب سایت و بچه های اسکریپت باشد که چرا چیزها (یعنی اینجا به شما نگاه می کنم سلام چارلی گوگل فیدبرنر) همیشه یک چیز بود (من قبلاً پستهایی را از دیگران میخواندم که میپرسیدند برای چه چیزی باعث شده احساس پیری کنم.)
با بحث های بیشتر، چشم انداز موتور جستجو به روش های زیر تغییر کرده است:
- تاکید بیشتر بر توسعه اندازههای مختلف صفحه نمایش مانند موبایلپسند و تبلتها.
- کاهش مجازات در مورد محتوای تکراری در وب.
- کاهش وزن در مورد بک لینک ها که به نام بک لینک هرزنامه نیز شناخته می شود، که به زبان ساده به معنای پیوند دادن از وب سایت دیگر به وب سایت خود، اغلب در انجمن ترک امضای وب سایت در نظرات است.
- تاکید بیشتر بر نتایج جستجوی محلی مسلماً این موضوعی است که من در مورد آن سردرگمی زیادی دارم و باید بیشتر در مورد آن تحقیق کنم. در حالی که من می توانم یک وب سایت را در سطح محلی بسیار بالا رتبه بندی کنم، موتورهایی مانند Google اکنون ردیابی عملکرد یک سایت در سطح بین المللی را دشوارتر می کند. همچنین قبلاً میتوانستم وبسایتها را در رتبههای برتر در سراسر جهان رتبهبندی کنم، اما گوگل این آمار را محو کرده است. اگر کسی که این مطلب را میخواند، پیشنهادی در مورد نحوه تمایز این دو بدون استفاده از سرویس پولی دارد، لطفاً به من اطلاع دهد.
- اتکای بیشتر به استانداردهای طرحواره، که صادقانه بگوییم به همان اندازه گیج کننده است که 8 سال پیش بود. به نظر میرسد که دستهها واقعاً تکامل نیافتهاند، و وبسایت طرحواره هنوز شبیه یک کودک عروسی غیرقانونی از مدرسه DMOZ است که با W3C جفت شده و سپس به طور ژنتیکی با آشفتگی داغ ویکیپدیا ترکیب شده است. طرحواره یک نشانه گذاری پشت صحنه است که وارد می کنید و به موتورهای جستجو می گوید که سایت یا صفحات وب سایت شما در مورد چه چیزی هستند تا به آن کمک کند تا موارد را بهتر دسته بندی کند. مزایای زیادی برای نشانه گذاری طرحواره مناسب وجود دارد، اما این موضوع طولانی است.
- DMOZ. دیگر چیزی نیست. این موضوع بود. این یک فهرست راهاندازی انسانی بود که کیستهای کل وب را فهرست میکرد. مشکل این بود که حتی در آن روز تلاش میکردیم تا وبسایت شما را در آنجا فهرست کنیم. اغلب شما یک وبسایت ارسال میکردید و از آنجایی که دستهها اغلب توسط مدیران غایب اداره میشدند، که اغلب وبسایتهای خود را در دستههایی که میخواستند پر میکردند، افراد بسیار کمی در واقع اجازه ورود را میدادند. تعدادی از وبسایتهای من در نهایت از طریق یافتن ابزارهای مبهمتر طبقهبندی، که قیمت آنها را تا حد زیادی تقویت کرد، به آنجا راه پیدا کردند.
- دایرکتوری گوگل نه به اندازه DMOZ و ماهیت مشابه، بلکه انجام شده است. فینیتو کامل
- IndexNow جایگزین فرآیند زمانی پیچیده تر و محاسباتی انتظار برای ربات های موتور جستجو است تا به طور تصادفی وب سایت شما را برای پیوندها تغییر دهند.
- آیا گفتم تاکید بیشتری بر محتوای جدید دارم؟ خوب، این بیش از یک دهه پیش اتفاق میافتاد، زیرا گوگل به اندازه کافی عاقلانه تشخیص داد که اکثر وبسایتها صرفاً سایتهای ثابت (غیرقابل تغییر) هستند که به عنوان کارت ویزیت با شکوه عمل میکنند. از آنجایی که همه چیز در حال تکامل است، گوگل تصمیم گرفت که وزن بیشتری را در رتبه بندی برای وب سایت هایی قرار دهد (وبلاگ ها یک نمونه بارز هستند) که محتوای منحصر به فرد و تازه ارائه می دهند.
- این روزها به ندرت درباره رتبه صفحه صحبت می شود، اما همچنان بی سر و صدا در سایه وجود دارد. سایت هایی با رتبه برتر 10 معمولا دانشگاه ها، دولت ها و شرکت های بزرگی مانند گوگل و آی بی ام هستند. اگر بتوانید یکی از آنها را وادار کنید تا به وب سایت خود عشق "بک لینک" را به شما نشان دهد، مانند قرعه کشی است. اکثریت قریب به اتفاق وبسایتها رتبه 0 را دارند. یکی از وبسایتهای قبلی من در اوج خود رتبه حدود 9 را داشت و کسبوکار قبلی من احتمالاً حدود 5 بود تا به شما ایده بدهم. اکنون، در سن 5 سالگی، حدود 100 عبارت جستجو مانند "3D" و "3D Illustrations" را در رتبه اول در سراسر جهان در گوگل داشتم. بنابراین یک 5 هم جای خنده نداشت. واقعاً مشخص نیست که چگونه این روزها هنوز از PageRank به عنوان یک عامل استفاده می کنند. شاید گوگل این اصطلاح را منسوخ کرده است و در داخل از عبارت "مرجع" یا "معتبر" برای تاکید بر دامنه های رتبه بندی برتر یا TLD (دامنه سطح بالا) استفاده می کند.
- PR Juice یا Bleeding (نگاه کنید به 10 بالا) تغییر می کند. قبلاً سایتهایی که به سایت شما پیوند میدادند «آب روابط عمومی» بیشتری ارائه میدادند که هنوز هم انجام میدهد. هر چه تعداد سایت های بیشتری به شما لینک دهند، سایت شما در موتورهای جستجو بالاتر می رود. معکوس نیز اتفاق میافتد که اگر وبسایت خود را به بسیاری از سایتهای دیگر پیوند دهید، رتبهبندی خود را «خونریزی» میکنید و در نتیجه در موتورهای جستجو پایینتر میشوید. بنابراین افرادی مانند من لینکهایی را به وبسایتهای خارجی احتکار میکردند، اغلب با کپسولهسازی URL به سایتهای دیگر با برچسبهای «nofollow» در کد. بنابراین شما همچنان پیوندها را بهعنوان یک ناظر میبینید، اما به شیوهای یواشکی (واقعاً از روی ناچاری) به دیگران آنقدر اعتبار نمیدهید که در غیر این صورت سزاوار آن هستند.
- نام دامنه های جایگزین و پر کردن نام دامنه. انجام شده. قبلاً میتوانستید از نظر تئوری نامهای دامنه جایگزین مانند 'coloring-book-pages dot com' و 'coloring-page-books dot com' بخرید و سپس 301 به طور دائم آن دامنهها را به وبسایت اصلی خود هدایت کنید. گوگل و موتورهای دیگر (که مطمئنم برخی هنوز هم دارند) از نام دامنه سطح بالا برای اولویت دادن به آن کلمات کلیدی استفاده می کنند. در این مثال، «رنگآمیزی، کتاب، کتابها و صفحات» به همراه ترکیبها به طور خودکار شما را تقریباً در بالای آن عبارات جستجو قرار میدهد. خوب، گوگل بالاخره در این مورد هوشمند شده و دیگر تاکیدی بر این نام های دامنه جایگزین نمی کند. امیدواریم این نه تنها زمین بازی سایر وب سایت ها را هموار کند، بلکه دامنه ها را از اسکواترهای دامنه نیز آزاد کند (که تنها راه قبلی برای حذف اسکوتر دامنه، اثبات علامت تجاری بود و در حال ارائه است - بعداً به آن خواهم پرداخت. زیرا مطمئناً چند روز پیش چیزی دوباره با آمازون پیش آمد.)
- یوتیوب تبدیل شدن به دومین موتور جستجوی بزرگ ما اغلب اینگونه به آن فکر نمی کنیم. روزی روزگاری یوتیوب بسیار سرگرم کننده بود، منظورم این است که متعلق به گوگل نبود. گوگل که Pac-Man است، آن را بلعیده و به گذشته نگاه نکرده است. بنابراین در حال حاضر نه تنها افرادی مانند من سایت ها را برای موتورهای جستجو بهینه می کنند، بلکه برخی از قلاب ها در YT وجود دارد که برخی از ما آنها را در نظر می گیریم.
- اکنون پادکست یک چیز است. به سختی می توان زمانی را به خاطر آورد که پادکست فقط یکی دیگر از اصطلاحات رایج بود. "پادکست چیست؟" متأسفانه، من فکر می کنم به نوعی پیر هستم؟ زمان میگذرد. پادکست ها بدون نیاز به دستور زبان مناسب، پسرعموی جالب وبلاگ ها هستند. و من این را می گویم زیرا گرامر چیزی است که موتورهای جستجو برای رتبه بندی وب سایت شما از آن استفاده می کنند. اگر پر از غلط املایی یا نحو ضعیف باشد، صفحات وب سایت شما را در رتبه پایین تری قرار می دهد. من همچنین سعی میکنم راهی پیدا کنم تا پستهای فعلی وبلاگ را بهطور خودکار به صدای صوتی تبدیل کنم، تا حدی به این دلیل که این کار ناخوشایند است، اما همچنین برای دسترسی.
- دسترسی. اهمیت فزاینده ای دارد. آه بله. یک عمر پیش در تلاش بودم راهی پیدا کنم که افراد دارای مشکلات بینایی بتوانند یک وب سایت را بخوانند - نوعی بریل خوان مکانیکی لمسی. متوجه شدم که هر طراح وبسایتی نادیده گرفته میشود و به سختی به این فکر کرده بود که چگونه چیزها را به طور گستردهتر در دسترس قرار دهد. به اینها اضافه کنید، جمعیت ما در حال پیر شدن است و افرادی که اینترنت را اختراع کردند (به ال گور فکر کنید) باید صادق باشند و پیرتر شوند. که تقریباً 1/3 (چیزی که من در اینترنت خواندم اما عالی به نظر می رسد) از همه کاربران را در یک دسته با کاهش بینایی و شنوایی قرار می دهد. توسعهدهندگان در حال حاضر بالاخره این را تا حدی به دلیل ضرورت در نظر میگیرند، جایی که 20 سال پیش آنقدر فوری نبود. موتورهایی مانند Google (Google Lighthouse را بررسی کنید) در نهایت شروع به تأکید بر خوانایی می کنند - مواردی مانند تضاد فونت در مقابل کنتراست پس زمینه، اندازه فونت و غیره. در سمت چپ صفحهنمایش من (به غیر از این که کاملاً قابل توجه است.)
- مطابقت با GDPR، به ویژه در اتحادیه اروپا با تاریخ قطعی که ممکن است چند روز پیش گذشته باشد؟ اساساً هر کسی را در اتحادیه اروپا (و ایالات متحده که صفحاتی را به اتحادیه اروپا ارائه می دهد) مجبور می کند به بازدیدکنندگان اطلاع دهد که یک وب سایت کوکی ها را ارائه می دهد. یا موافقید یا مخالف. یک کوکی اساساً برخی از دادههای بسیار ابتدایی مانند مکان، وبسایتی که ممکن است از آن سفر کرده باشید تا به اینجا برسید، نوع رایانه مورد استفاده مانند دستگاههای تلفن همراه، زمان در وبسایت، صفحاتی که بازدید میکنید، مواردی در رایانه شما مانند به خاطر سپردن را ذخیره میکند. شما در یک وبسایت، بنابراین مجبور نباشید دوباره اطلاعات ورود به سیستم را وارد کنید، و غیره. در واقع این اطلاعات بسیار مفیدی برای شخصی مانند من است، زیرا من این وبسایت جدید را دارم و میخواهم عملکرد آن را پیگیری کنم، مردم از کدام کشورها آمدهاند، و آنچه به خواندن علاقه دارند. با رد کردن کوکی ها، همه آن اطلاعات را حذف می کند و من را تا حدودی در تاریکی رها می کند. از آن برای هیچ چیز مخربی برای من استفاده نمی شود. با این حال، تبلیغکنندگان این اطلاعات را بسیار مفید میدانند. حکم GDPR تعیین میکند که با ذخیرهسازی خودکار برخی از دادهها در رایانه کاربر نهایی، کاربر نهایی باید آن شرایط را بپذیرد. که صادقانه بگویم، به نظر من این حکم کاملا احمقانه و در عین حال نیمه بصیرانه است. به عنوان مثال، فقط با استفاده از یک مرورگر، باید به عهده توسعه دهنده مرورگر باشد که به عنوان یک خط مشی عمومی یا به صورت جداگانه به کاربران خود اطلاع دهد. من این را فقط به این دلیل می گویم که اکثریت قریب به اتفاق مردم نمی دانند کوکی چیست و همه ما مجبوریم هر بار که از یک وب سایت جدید بازدید می کنیم دکمه های اضافی را کلیک یا له کنیم. تلویزیونهای هوشمند عادتهای تماشای ما را دنبال میکنند، اما تصور کنید هر بار که برنامهای را در نتفلیکس ورق میزنید مجبور شوید دکمه «پذیرش» را انتخاب کنید؟ اما هی، سیاستمداران درست است؟ حتی من را شروع نکنید.
- اوه دیگه چی هوش مصنوعی اخیراً گوگل به زبان رمزی اعلام کرد که قصد دارد محتوایی را که منحصر به فرد نیست جریمه کند (یا بهتر بگوییم رتبه بندی نمی کند). در تاریخچه وبسایتها و موتورهای جستجوی بازی، یکی از روشهای سنتی مدتها قبل از هوش مصنوعی و حتی پردازندههای گرافیکی «مقالهگردان» بود. من حتی آن را به طور خلاصه در یک وبلاگ به عنوان یک آزمایش امتحان کردم. کاری که انجام می دهد این است که به طور خودکار مقاله ها را از وبلاگ ها و وب سایت های دیگر از طریق فیدهای RSS (Really Simple Syndication) آنها بازیابی می کند و به طور خودکار آن را به عنوان یک مقاله "جدید" در وب سایت خود وارد می کند. بنابراین شما اساساً وبسایتها و اخبار دیگران را جمعآوری میکردید و به تنهایی آنها را بیرون میکردید، نیاز به نیروی کار اضافی را کاهش میدادید و عامل تنبلی خود را به میزان زیادی افزایش میدادید. موضوع محتوای تکراری و مشابه موضوعی است که مدتها توسط گوگل مورد بحث قرار گرفته است، این اعلامیه اخیر تقریباً شبیه به نظر میرسد اما در زمان مناسبی ارائه میشود. به جای مقالات پیشین، مردم اکنون از هوش مصنوعی برای تولید کامل مقالات تقریباً از هوا استفاده می کنند. من به دروغ می گویم که آن را در چند جا در وبلاگ های دیگرم امتحان نکرده ام، بلکه حتی برای کمک به نوشتن توضیحات کتاب و داده های متا. تفاوت این است که من همیشه بسیاری از محتوای متنی تولید شده توسط هوش مصنوعی را حذف میکنم و از کودک نگهداری میکنم، زیرا اگر شما تا حدودی مسئولیتپذیر هستید، باید به وضعیت فعلی هوش مصنوعی بروید. در حالی که هوش مصنوعی شگفتانگیز است، به سادگی غیرقابل اعتماد است و اگر مراقب نباشید، از کلمات خاصی استفاده مجدد میکند، محتوا را به هم میریزد و "توهم" میکند. اما برخی از افراد از هوش مصنوعی برای نسخه مدرن محتوای چرخشی استفاده میکنند که صادقانه بگویم، حتی قبل از هوش مصنوعی نیز ثابت بوده است. به جز اینکه هوش مصنوعی بسیار، بسیار سریعتر است. گوگل امیدوار است از Bard (یا هر چیزی که امروز آن را می نامند) برای دستگیری و کشتن آن مقالاتی که با هوش مصنوعی چرخانده شده اند استفاده کند. این از هوش مصنوعی برای مبارزه با هوش مصنوعی استفاده می کند. همچنین این تنها شرکتی نیست که از تاکتیک های مشابه استفاده می کند. حتی آمازون نیز در تابستان 2023 درگیر استفاده از هوش مصنوعی برای کمک به مبارزه با هرزنامههای بازبینی شد و چه کسی میداند چه چیز دیگری ممکن است در آستین داشته باشد (اگرچه با توجه به سابقه من با آنها، من شروع به تعجب کردم.)
- RSS. RSS یا فیدهای RSS مانند فید Hello Charlie روشی است که بسیاری از وبلاگها و سایتها بهطور خودکار از آن برای اطلاع دادن به سایت دیگری (یا حتی iTunes) استفاده میکنند که محتوای جدیدی نوشته یا ضبط کردهاید. در آن روزها، RSS همه جا بود. آنها حتی بخشی از برخی از برنامه های تورنت شما برای یافتن چیزهای بسیار قانونی جدید بودند! این راهی بود برای قیف کردن و پاک کردن وب سایت شما از تمام گوشت و سیب زمینی، سپس آن را به جایی در طرف دیگر فشار دهید. این به رتبه بندی شما کمک کرد. این هنوز یک چیز است و بسیاری از افراد به دلایلی عجیب غیرفعال کردن آن را توصیه می کنند، اما من مخالفم. من این را می گویم زیرا کنسول جستجوی خود را در Google زیر نظر دارم و به دنبال فید RSS می گردد که مجبور شدم دوباره آن را فعال کنم. همچنین، من اکنون وبلاگ وبسایت Hello Charlie را راهاندازی کردهام تا اخبار را به Google News که گردآوری غولپیکر دیگری از مقالات وبسایت است که به دیده شدن موتورهای جستجو کمک میکند، ارسال کند (اگرچه این پست ممکن است اولین آزمایش باشد.)
من ممکن است بعداً به این پست اضافه کنم، اما از صحبت کردن در مورد تمام این اصطلاحات تخصصی فن آوری (و احتمالاً هر مخاطب دیوانه ای که هنوز این را می خواند) رنج می برم (و احتمالاً هر مخاطب دیوانه ای هنوز این را می خواند) مردم احتمالاً به دنبال کتابهای رنگآمیزی به اینجا آمدهاند و در عوض در مورد پیشرفتها و بهینهسازی موتور جستجوی وبسایت مطالعه کردهاند.
اما مانند هر هنرمندی که از ADD یا ADHD رنج میبرد (یا سود میبرد)، ممکن است متوجه شوید که ما چند وجهی هستیم و مغز ما به شیوههای مماس عمل میکند و از کبوتر شدن امتناع میکند (اکنون باید ریشهشناسی کبوتر شناسی را جستجو کنم. .) یک دقیقه به سفالگری می رویم، لحظه بعد ممکن است کتاب های رنگ آمیزی باشد، لحظه بعدی ممکن است Fortnite (که برای رفع آن بسیار وسوسه انگیز است اما من جرات ندارم)، باغبانی و غیره و غیره باشد. بلا بله بلا. هدف این مقاله چه بود؟ اوه بله—یک مقاله بنویسید و برخی موتورهای جستجو را فعال کنید تا به افزایش رتبه آن کمک کنید تا امیدوارم بتوانم بیشتر بفروشم کتاب های رنگ آمیزی. آره نکته همین بود
هی نگاه کن سنجاب!



