
من همیشه به خود می بالیدم که محتاط هستم و به راحتی طعمه کلاهبرداری نمی شوم، اما اخیراً در موقعیتی گرفتار شدم که این اعتماد به نفس را متزلزل کرد. همه چیز با یک خرید آنلاین به ظاهر بی ضرر در FleaBay شروع شد، جایی که من به طور تصادفی با یک معامله ارزان قیمت باورنکردنی برای قطعه ای که برای وسیله نقلیه خود نیاز داشتم مواجه شدم. با نادیده گرفتن توصیه قدیمی «اگر خیلی خوب است که درست باشد، احتمالاً همینطور است»، خرید را ادامه دادم، اما وقتی کالا هرگز به دستم نرسید، دست خالی و از جیبم خارج شدم. درس سختی بود، اما فکر می کردم از آن درس گرفته ام.
سریع به جلو به تلاش اخیر من برای علامت تجاری برندم، Hello Charlie. من به سختی مدارک لازم را پر کردم و درخواست خود را به پورتال آنلاین USPTO ارائه کردم، مطمئن بودم که تمام اقدامات درست را برای محافظت از مالکیت معنوی خود و کمک به جلوگیری از تقلب در حق نسخه برداری در آینده انجام می دهم. با این حال، من نمی دانستم که اعتماد من به سیستم آزمایش خواهد شد.
بدون اطلاع من، USPTO رویه ای داشت که اطلاعات شخصی متقاضیان را بلافاصله پس از ثبت درخواست خود در اختیار عموم قرار می داد. این اطلاعات، از جمله اطلاعات تماس و محتویات خود برنامه، برای بهره برداری توسط افراد بی وجدان آماده شد.
چند روز پس از ارسال درخواستم، از شناسه تماس گیرنده "خدمات عمومی" با شماره تلفنی که با خط رسمی USPTO مطابقت داشت، تماسی دریافت کردم. علیرغم اینکه اتصال متناوب به نظر می رسید و رفتار عجولانه تماس گیرنده، من هر گونه شک و تردیدی را کنار گذاشتم و کیفیت پایین را به دریافت تلفن همراه خود نسبت دادم. تماسگیرنده با بیحوصلگی، جزئیاتی را از برنامه علامت تجاری من که فقط کسی که به سوابق USPTO دسترسی داشته باشد، خارج کرد.
محتاط اما هنوز هم تا حدودی قابل اعتماد، وقتی تماس گیرنده توضیح داد که برای پردازش کامل درخواست من، هزینه های تکمیلی لازم است، گوش دادم. مشتاق تسریع در روند و بی اطلاع از هرگونه پرچم قرمز، با اکراه اطلاعات کارت اعتباری خود را از طریق تلفن ارائه کردم. تا اینکه چند روز بعد، زمانی که اطلاعیه ای از دیسکاور در مورد اتهام مشکوک شرکتی به نام «پتنت ایالات متحده…» دریافت کردم که وخامت اوضاع به من ضربه زد.
من که نگران بودم، بلافاصله با Discover تماس گرفتم تا اتهام تقلبی را گزارش کنم و سپس با USPTO تماس گرفتم تا آنها را از آنچه رخ داده بود مطلع کنم. برای تسکین من، مامور واقعی USPTO که با او صحبت کردم بدترین ترس من را تأیید کرد: قربانی یک کلاهبرداری پیچیده و جدید شده بودم که او اخیراً از خودش مطلع شده بود. نه تنها به خاطر پولی که به سختی به دست آورده بودم فریب خورده بودم، بلکه اطلاعات شخصی من نیز به دلیل اقدامات ضعیف سازمانی که برای محافظت از آن اعتماد داشتم، به خطر افتاده بود.
همانطور که در مورد این تجربه دلخراش فکر می کنم، نمی توانم احساس خیانت و سرخوردگی نکنم. این واقعیت که چنین کلاهبرداریهایی میتوانند در سیستمهایی که برای محافظت از ما طراحی شدهاند رشد کنند، یک بررسی واقعیت نگرانکننده است. با حرکت رو به جلو، هوشیارتر و سنجیدهتر خواهم بود، اما نمیتوانم احساس آزاردهنده آسیبپذیری را که پس از این مصیبت باقی میماند، از بین ببرم. من فقط امیدوارم با ارائه این موضوع به دیگران کمک کند تا قربانی این حرکت رو به جلو نشوند، و امیدوارم USPTO اقدامات بیشتری را برای محافظت از حریم خصوصی افراد نیز انجام دهد.



